مدح و منقبت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
کسی که انبیا هم عاجزند از درکِ تفسیرش چگونه میتوان با شعرِ ناقص کرد تصویرش؟! چنان عشقش جنون میآورد در دل، جوانان را که آخر یوسف برنا ز حسرت میشود پیرش تمامِ معنیِ قرآن به خالِ هندویش بند است چه معنا میدهد «با»، گر نباشد نقطۀ زیرش؟! به این تدبیرِ ناقص دل مبند ای دل، ببین اینجا گره خورده قضا هم بر سرِ زنجیرِ تقدیرش همین که میرود بر مأذنه، محشر به پا گردد که شیطان میکند میلِ نماز از شوقِ تکبیرش عجب مشمار اگر باد از نجف بیرون نمیآید به دام افتاده حتّی باد در زلفِ گرهگیرش ز جانم حُبِّ حیدر را جدا نتوان نمود، آری محال است اینکه شِکّر را جدا سازند از شیرش چه اعجازیست یا رب در کلامِ عرشیِ حیدر که میمیرند مشتاقانِ او از فرطِ تأثیرش به اشکِ شورِ چشمِ خویش آخر پاک شد عاصی که سگ را نیست جز دشتِ نمک راهی به تطهیرش |